سوریه در آستانه یک بازطراحی بزرگ قرار گرفته؛ اما اینبار نه با تانک و سرباز، بلکه با قراردادهای انرژی، شرکتهای عربی و مهندسی سیاسی غرب.
پس از کنار رفتن بشار اسد، خلأیی در سوریه ایجاد شد که غرب نمیخواست با یک اشغال جدید پر شود. بهجای آن، یک مدل تازه روی میز آمد: بازسازی سوریه با چهرهٔ عربی و مغز غربی.
امارات اولین کشوری بود که وارد میدان شد و حالا عربستان سعودی با چهار شرکت بزرگ انرژی خود، قدمی بسیار جدیتر برداشته است. این شرکتها قرار نیست فقط «مشاوره» بدهند؛ آنها با دکل، تجهیزات لرزهنگاری، تیمهای حفاری و برنامههای توسعهای وارد سوریه شدهاند. هدف روشن است: احیای میادین نفت و گاز سوریه و بازگرداندن این کشور به نقشه انرژی منطقه.
اما چرا اکنون؟
زیرا سوریه، حتی پس از ۱۴ سال جنگ، همچنان یک گنج انرژی است. پیش از جنگ، این کشور بزرگترین تولیدکننده هیدروکربن شرق مدیترانه بود و صادرات نفت و گاز یکچهارم درآمد دولت را تشکیل میداد. روسیه نیز از سال ۲۰۱۵ میلیاردها دلار برای بازسازی زیرساختهای انرژی سوریه هزینه کرده بود.
اما اکنون ورق برگشته.
غرب نمیخواهد سوریه دوباره به دارایی استراتژیک روسیه تبدیل شود؛ کشوری با پایگاههای نظامی دائمی مسکو، ظرفیت صادرات انرژی و مسیرهای زمینی به ایران و لبنان. بنابراین، حذف اسد و ورود کشورهای عربی به پروژههای انرژی، بخشی از یک طرح بزرگتر است: بازگرداندن نفوذ آمریکا، محدودکردن روسیه و ایران، و احیای روند عادیسازی عربی–اسرائیلی.
در این مدل جدید،
- امارات و عربستان چهرهٔ منطقهای و مشروعیت سیاسی را فراهم میکنند،
- شرکتهای غربی ستون فنی و عملیاتی هستند،
- و واشنگتن معماری کلان را طراحی میکند.
بهعبارت دیگر، سوریه در حال تبدیلشدن به صحنهای است که در آن انرژی، ژئوپلیتیک و رقابت قدرتهای جهانی دوباره در هم تنیده میشوند. و قراردادهای جدید عربستان و امارات، تنها آغاز این بازی طولانی است.



